فرانتس تشنر ، مقبول احمد ( مترجم : گنجى وآذرنگ )

2

دانش جغرافيايى مسلمانان ( فارسى )

از نظر بيرونى ، « المسالك » علمى بود كه با تعيين موقع جغرافيايى جاها سروكار داشت . مقدسى در كتاب احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم خود به بيشتر جنبه‌هاى جغرافيا نزديك شده است . استعمال امروزى اصطلاح « جغرافيا » در زبان عربى امر نسبتا تازه‌اى است . 2 . دوره‌هاى پيش از اسلام و اوايل اسلام پيش از اسلام ، دانش جغرافيا نزد اعراب به پاره‌اى تصورات سنتى و قديمى جغرافيايى يا نام امكنه در عربستان و سرزمينهاى مجاور محدود بود . بسيارى از اين تصورات بايد در زمانهاى قديم از بابل سرچشمه گرفته يا بر سنن يهودى و عيسوى و منابع بومى عربى مبتنى بوده باشد . مفاهيم يا اطلاعات جغرافيايى كه در شعر جاهليّت بر جاى مانده ، منعكس كنندهء سطح ادراك اعراب پيش از اسلام از پديده‌هاى جغرافيايى و نيز حدود معلومات آنهاست . پس از ظهور اسلام ، توسعهء سياسى مسلمانان در افريقا و آسيا فرصتى به آنها داد تا اطلاعاتى جمع‌آورى كرده و تجارب و مشاهدات خود را از سرزمينهاى كه زير سلطهء آنها قرار داشت ، يا در همسايگى امپراتورى مسلمين واقع بود ، ثبت كنند . اين گونه اطلاعات چه به قصد لشكركشيهاى نظامى ، و چه براى مقاصد ديگر جمع‌آورى شده باشد ، به احتمال زياد ، در نوشته‌هاى وصف الارضى اوايل دورهء عباسيان مورد استفاده قرار گرفته است . 3 . انتقال دانش جغرافيايى هند و ايران و يونان در آغاز حكومت عباسيان و استقرار بغداد به عنوان پايتخت امپراتورى بود كه مسلمانان رفته‌رفته با جغرافياى علمى به معناى واقعى